فرانی فالاچی مینویسد :

Saturday, May 31, 2003

چيزاي بد زيادي تو اين دنيا وجود دارن...
مثلا اينكه خيلي دلت بخواد اينتو بنويسي و هم
كيبوردت فرق كنه هم مجبور باشي چپ به راست بنويسي
بري يه جاي دور و يادت بياد مرشد و مارگريتا رو جا گذاشتي
بخواي با يكي حرف بزني و ندوني كدوم گوريه
توي يه هفته ي مزخرف زندگي كني كه اسمش هفته مبارزه با دخانياته
سهند تو زنگديش يه بار جدي حرف بزنه و اونم در مورد سيگار و مشروب باشه
دو ساعت جون بكني يه معادله رو به يه چيز ديگه تبديل كني
و ببيني كتاب اين كارو كرده بوده
دلت بخواد تا ابد بخوابي ولي ميدوني فردا هفت صبح با يكي قرار داري..
اين جوري ميشه كه آدم دلش ميخواد بميره..
آخه من خيلي دلم ميخواد بقيه ي كتابمو بخونم :(

Franny Fallaci  ||  <8:54:56 PM>



 

 

Bravenet.com