ربط داشته باشه ، برو از نسیم بپرس. نسیم هم گفت آره یه چیزیه که تو مدار میذارنش، یانار
گفت نه بابا! مطمئنی ؟ آخه میدونی من اینو کجا شنیدم؟ نسیم گفت مطمئنم، بریم حالا
از خانم پورسعید بپرسیم، اون هم گفت آره، دی الکتریک یه چیزیه که مثلا باهاش خازن درست
میکنن و .. یادم نیست چی شد که فهمیدیم اون دیالکتیک ه و این دی الکتریک....
یادم نیست که دقیقا کی بود که فهمیدم این که میگن بچگی بهترین دوران زندگی آدمه
حرف درستیه. هنوز چیزای زیادی برای دیدن ، فهمیدن و یادگرفتن تو این دنیای لعنتی
وجود داره ، ولی دیگه هیچی مثل اولین باری که در مورد یین و یانگ میشنوی مزه نداره،
دیگه هیچ بحثی مثل بحثهایی که تو راه برگشتن از دبستان می کردیم دیوونت نمیکنه..
و هیچ لحظه ای به اندازه ی لحظه ای که برای اولین بار به خدا شک میکنی، هیجان
انگیز و باشکوه نیست.
فکر میکنم چیزی که خستم کرده ، تکرار زندگیه ، دیگه چی برای پیدا کردن وجود
داره؟ میگفتم کاش میشد همین الان پاشم برم تمام دنیا رو ببینم ، تمام این زمینی که
منو به زور فرستادن روش، میگفتم این تنها چیزه که خستگیمو از یادم میبره ، ولی
بیتا میگفت اینا لازم نیست ، کافیه یکی رو دوست داشته باشی.. خیلی خوب ، اما
کی رو؟
موضوع در کل خیلی ساده ست.. "ما" شروعمون روز تولدمون نیست، شروع ما
روز تولد اولین انسانه، تمام سالهای این بین رو زندگی کردیم ، در تمام جنگلها و غارها
زندگی کردیم ، تمام جنگها رو جنگیدیم ، تمام عشقها رو عاشق شدیم ، تمام شعرها
رو سرودیم، .. و تمام سیبها رو چیدیم. دیگه وقتش نیست که تمومش کنیم؟
به زندگی جهنمی ای فکر کن که اگر حوا سیب ممنوعه رو نمیچید تو بهشت
داشتیم ، در اون صورت همینقدر رو هم دووم نمیوردیم.
What though the radiance
which was once so bright
Be now for ever taken from my sight,
Though nothing can bring back the hour Of splendour in the grass,
of glory in the flower;
We will grieve not, rather find
Strength in what remains behind;
In the primal sympathy
Which having been must ever be;
In the soothing thoughts that spring
Out of human suffering;
In the faith that looks through death,
In years that bring the philosophic mind...
William Wordsworth
