پامنار
دوستان خواستن در موردِ «کافه پامنار» [گوگلمپس، اینستاگرم] هم توضیحاتی بدم…
«پوریا لطفی» رو از سالِ ۲۰۰۳ یا ۲۰۰۴ میشناسم، که هر دو در دانشگاهِ تورنتو درس میخوندیم. پوریا علومِ انسانی میخوند و من علومِ کامپیوتر. با این حال از طریقِ دوستانِ مشترک دوست شدیم. پوریا درسش رو که تموم کرد رفت افغانستان برای کارِ ترجمه برای صلیبسرخ (افغانستان درگیرِ جنگ بود). بعد از افغانستان رفت یکیدو سال اوکراین زندگی میکرد. بعد رفت پاریس یه فوقِلیسانس شروع کرد، که فکر نمیکنم هیچ وقت تموم کرد.
حوالی انتخاباتِ معروفِ ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) برگشت کانادا. اول ویکتوریا، بعد تورنتو. تماس گرفت و دو روز بعد از انتخابات بود که اومد آپارتمانِ من در زد. ۷ / ۸ نفرِ دیگهای هم اونجا بودن. اخبار رو با هم دنبال میکردیم و مرتب میکردیم و توئیت میکردیم. بعد که وقت شد گپ بزنیم گفت: «میخوام کافه بزنم!» ما هم خندیدیم که: «ما هم همه میخوایم کافه بزنیم…»
خلاصه ما جدّیش نگرفتیم. ولی گشت و یه ساختمون تو محلهی معروفِ « بازارِ کنزینگتون» (Kensington Market) خرید و افتاد به جونش که بازسازیش کنه برای کافه. یه پارتی هم گرفت که با هم دیوارهای گچی رو بیاریم پایین.
۳۰ دسامبر ۲۰۰۹. کلنگِ اوّل.
بازسازی امّا خیلی بیش از انتظار طول کشید. وقتایی که هوا خوب بود میرفتیم تو حیاطِ پشتیش و تو یه فرغونی که اونجا بود آتیش درست میکردیم و روش کباب میکردیم. 😀
روبروی ساختمون یه بار بود به نامِ «سوپرمارکت». حالا دیگه کلیتِ بازسازی تموم شده بود و خوردهکاریهاش مونده بود. ۲۷ مه ۲۰۱۰ با فرهنگ و احسان و یکیدو نفرِ دیگه سوپرمارکت بودیم که تو مستی ویرمون گرفت یه کرمی بریزیم. پوریا طبقهی بالا خواب بود. یه کپه بلوکِ سیمانی هم تو حیاطِ جلو بود. قاعدتا آستینا رو بالا زدیم و بلوکها رو دیوار کردیم جلوی درِ ورودیِ خونهش. [ویدئو: «شوخی کارگری»] هفتِ صبح کارگرا میان و زنگ میزنن به پوریا که جلو درِت دیواره. پوریا هم میگه «خب بیارینش پایین.» و میگیره باز میخوابه. خلاصه عملیات با شکست مواجه میشه.
شبِ بعد دوباره همین بساط. اینبار بلوکها رو دولایه چیدیم، فرض هم کردیم فرداش یکشنبهس و کارگرهاش نمیان! [ویدئو: «شوخی کارگری ۲»] این بار هم دراومد. آمّا وقتِ انتقام بود!
یکشنبه نزدیکِ ظهر با تلفنِ فرهنگ بیدار شدم که هارهار میخندید. کمی ضایع شد چون من نمیدونستم به چی میخنده. تا اینکه گفت و رفتم درِ آپارتمان رو باز کنم که دیدم به هیچ وجه باز نمیشه! نگو پوریا رفته بوده چسبِ سیمانی گرفته اومده در خونهی من رو چسبِ سیمانی زده و در مثِ چی چسبیده تکون نمیخوره!
من که از بالکن رفتم و از درِ پشتیِ ساختمون اومدم بیرون. اومدم پشت در و با هر روشی که بلد بودم سعی کردم اینو باز کنم. نشد که نشد! آخر زنگ زد خود پوریا اومد با پیچگوشتی و چکّش! [ویدئو: «شوخی کارگری ۳»] بعدش کلی بساط داشتم که این رنگ و چوبِ کنده شده از در رو ماسمالی کنم!
۲۹ مه ۲۰۱۰. انتقامِ پوریا.
دیگه بالاخره کافه راه افتاد. گاهی وقتها هم مهمونیِ خصوصی میذاشت برا دوستامون.
۲۱ ژانویه ۲۰۱۱. پامنار. آبگوشت.
تو تابستون تو بازارِ کنزینگتون، هر یکشنبه، خیابونها رو میبستن و مردم جمع میشدن و از دکهها خرید میکردن و مینوشیدن و یه سری هم ساز میزدن و میرقصیدن. ما هم گاهاً از پنجرهی خونهی پوریا میرفتیم رو سقفِ خونه بغلی، و از اونجا رو سقفِ پامنار، آبجو میزدیم و تماشا میکردیم. [ویدئو]
۲۶ مه ۲۰۱۳. «یکشنبههای پیاده».
دو سالِ اول پامنار به دلایلِ فنی، مشروب سرو نمیکرد. دیگه مجوزهاش که قطعی شد، منم رفتم ۲۸ اوت ۲۰۱۳، پای کامپیوتر، ویسکیخوران، تِست دادم و مدرکِ «SmartServe»م رو گرفتم. تو استانِ انتاریو برای اینکه کسی بتونه مشروب سرو کنه باید این مدرک رو داشته باشه. به پوریا گفتم میخوام پشتِ بار کار کنم. گفت: «پول هم میخوای؟» گفتم «نه.» گفت «باشه.» 🪙
روز تولدِ ۳۱سالگیم، یعنی ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۳، با پوریا بار رو آماده کردیم، که فرداشبش به دوستان بگیم بیان یه تِستی بزنیم.
۲۷ سپتامبر ۲۰۱۳. پامنار. من و پوریا
اعتراف کنم که اون موقع «Glasshole» بودم. فرداش با این قیافه رفتم پشتِ بار و قاعدتاً اون شب مشروب نخوردم. دوستامون ولی همه گمان کرده بودن که مناسبت تولّدِ منه!
۲۷ سپتامبر ۲۰۱۳. Glasshole. آپارتمانم در تورنتو.
۲۷ جولای ۲۰۱۶ من سومین نفری شدم که لوگوی پامنار رو خالکوبی کرد:
۲۷ جولای ۲۰۱۶. اولین تتو. تورنتو.
۳ آوریلِ ۲۰۲۰، اوایلِ پاندمی، یه شب پوریا خونهی فرهنگ بود که خبر رسید که زیرزمینِ کافه آتیش گرفته. 😞 [ویدئو] پاندمی که شل شد ولی دوباره کافه رو باز کرد و اینبار تو حیاطِ پشت اجراهای فراوانِ موسیقی میذاشت. [مقاله، ویدئو ۱، ویدئو ۲]
من ۲۰۱۴ از تورنتو رفتم به درّهی سیلیکون. ولی هنوز هم هر وقت میرم تورنتو، پاتوقام پامناره و جای خوابم مبلِ پوریا!
۶ اکتبر ۲۰۱۵. من و پوریا. تورنتو.
بهداد اسفهبد
۲۲ آوریل ۲۰۲۴
ادمونتون
[بازنشر با ذکر منبع آزاد است.]
۱۲ مارس ۲۰۲۴. پامنار. آمادهسازی برای چارشنبهسوری.